خرید بک لینک
Hamsengar عکس و شعر و .‌..عطر تلخ و سردیخ زده ام ، در بطریِ شیشه‌ای‌امکه از پشت شیشهبا نگاهی سرد و تلخبه من می‌گوید:«تو هم مثلِ من،میوه‌ای بودیکه به‌اشتباهدر یخچالِ عطرهاجا ماندی…»بویم ترکیبی است از:لیموِ یخ‌زده،انگورِ سرخِ ناراضی،و کمی زهرِ نعناعکه بعد از ظهرهادلم را برایِ یک فنجانِ چایِ نعناعتنگ می‌کند.در دفترچه‌ی راهنمایم نوشته‌اند:«برایِ استفاده در فصلِ تابستان،قبل از هر قرارِ مهم،دو پاف رویِ مچِ دست.اما من،در واقع،فقط یک طعمِ یخ‌زده‌ی میوه‌ایِ تلخ هستمکه در یک بطریِ شیشه‌ایِ لوکسزندانی‌امو

برچسب: نویسنده: hamsengar تاريخ: يکشنبه 21 تير 1405 ساعت: 1:36

Hamsengar عکس و شعر و .‌..ما، حذف‌شدگانِ باغِ شیشه‌ای مشکل از ما بود در بازیِ اینستاگرامکُدِ نجات را از بر نبودیم.ما دانه می‌کاشتیم در خاکِ نور،و الگوریتمهر شب، آرام،دانه‌ها را می‌خورد. روزی همه معمولی بودند،ابر، درخت،عکس‌هایی با نور طبیعی،صداهایی با لهجه‌ی خودِ زندگی.اما حالا،هیچ‌کس بی‌فیلترحقِ دیده شدن ندارد. ما به امیدِ شنیده شدن،بر دیوارِ استوری‌ها می‌نوشتیم:"سلام"،اما صدا در تونلِ داده گم شد.الگوریتمبه چهره‌ی ما نگاه کردو گفت: "محتوایِ کم‌ارزش." غزلم را پست کردم،هر مصرع، زخمی از نبودن.سیستم

برچسب: نویسنده: hamsengar تاريخ: يکشنبه 21 تير 1405 ساعت: 1:36

Hamsengar عکس و شعر و .‌..نقدی کوتاه درباره ی  شیش ماههدر قسمت اول سریال شیش ماهه، سکانسی که به اصطلاح یک نمایشگاه را به تصویر می‌کشید، نمونه‌ای از یک روایت کش‌دار و رخوت‌آور بود. در این سکانس، با بازی‌های سطحی روبرو هستیم که در آن حتی دیالوگ گفتن هم نوعی «ادا» به نظر می‌رسد؛ پرحرفی‌ها و دیالوگ‌هایی که عملاً هیچ خنده‌ای از مخاطب نمی‌گیرد.اثر سعی دارد با نام بردن از موردی مثل «جوراب» به عنوان اثر هنری و برپایی گالری، به نقد افرادی بپردازد که ادای مدرن بودن را در می‌آورند. اما این نقد به قدری گل‌د

برچسب: نویسنده: hamsengar تاريخ: يکشنبه 21 تير 1405 ساعت: 1:36

Hamsengar عکس و شعر و .‌..نقد کوتاه بر فیلم چه هراسی دارد ظلمت روح ۱۳۵۱فضای اثر در میان خرابه ها تقریبا ویرانه و زمین بایر اکثرا، افرادی سیاه پوش همگی حیران اند ، افراد نه شخصیت اند نه تیپ اند فقط هستند ، شخصیت اول در آن فضا از افراد هدف را می‌پرسد در حالی که خود سرگردان و بقیه سرگردان ، این نگاه پوچ همه جای اثر است ، مراسم مردن ،جنون و دیوانه شدن نمادین در اثر دیده میشود و این بر پوچی پافشاری می‌کند مخصوصا در پایان که نگاتیو میشود و لباس سیاه و موی او و فضا سفید میشود و در حالتی شبیه احتزاز قرا

برچسب: نویسنده: hamsengar تاريخ: يکشنبه 21 تير 1405 ساعت: 1:36

Hamsengar عکس و شعر و .‌..سُها جایی در سکوتکه سیاهی نه می‌ریزد، که سنگینی می‌کندسهاستنه پنهان، که فراموش‌شده در بافت شبصدایی از حنجره‌ای که هرگز فریاد نزد:«سها...»نه نجوا، نه فریادچیزی میان این دوکه در گلو می‌ماندو بیرون نمی‌ریزدو نمی‌گریدو فقط — سنگین می‌کندبرگی روی دفتر خاطراتی که هرگز نوشته نشدسها را خط زدهنه با خودکاربا سایه‌ای از نبودنآن‌سوی کهکشان‌هاکسی چای سردش را زمین گذاشتهبی‌آنکه بگوید برای چه کسیسها می‌داندو سکوت می‌کندپروازش ده، سها را از بندسهابدون بالپرواز رااز تهِ سکوتی که نفس نمی

برچسب: نویسنده: hamsengar تاريخ: يکشنبه 21 تير 1405 ساعت: 1:36

Hamsengar عکس و شعر و .‌..باران که میباریدباران می‌بارید.نه آن‌قدر که شهر را بشوید؛فقط آن‌قدر که پنجره،پنجره را به خاطر نیاورد.کلاغی از نوربر سیمی خیس نشست.من از سمتِ آبیِ تصویر می‌آمدم،تو از سمتِ زردِ فراموشی.خانه میان ما بود.خانه‌ای که هر شب از نو ساخته می‌شداز باران،از شیشه،از سایه،از چشم.و صبح دوباره فرو می‌ریختدر باران.گفتم:«آیا هنوز مرا به یاد داری؟»اما صدایم به پنجره رسیدو پنجره به شیشه،و شیشه به سایه،و سایه به چشم؛و چشمبه باران.آن‌وقت فهمیدمآدم‌ها گاهی نمی‌روند؛فقط در اتاق دیگری از حافظه

برچسب: نویسنده: hamsengar تاريخ: يکشنبه 21 تير 1405 ساعت: 1:36

Hamsengar عکس و شعر و .‌..نیمه‌هایی که در باران گم شدند بارانِ آبینیمی از صورت، در مهکلاغی از نور.در خانه‌ای که با مدادهای لرزان ساخته شده بود،دیوارها از سکوت بودند.و پنجره‌ای که رو به باران باز می‌شد،هر شب نام مرا در شیشه گم می‌کرد.زنی از سایه عبور کرد،مردی در آینه پیر شد،و جهان میان دو چشم تا خورد.نه تو بودی، نه من؛فقط طرحی ناتمام از دو فصلِ اشتباه بود.نیمی از صورتت در برفِ آبی می‌سوخت،نیمی دیگر در خاکسترِ زردِ عصر.خیابان‌ها زبانشان را فراموش کرده بودند؛تابلوها به جای واژه، پرنده می‌کشیدند.و ع

برچسب: نویسنده: hamsengar تاريخ: يکشنبه 21 تير 1405 ساعت: 1:36

Hamsengar عکس و شعر و .‌..مرثیه ای برای دویدن دویدن تا دویدن، نه در جاده، که در میانِ دو نفسِ بریده، سم‌ها بر آب می‌نویسند نقشی را که باد، پیش از آغاز، خوانده بود. اینجا «برد» و «باخت» دو رویِ یک سکه‌اند که در گودالِ گلو افتاده، و طعنه‌ها، نه نیزه، که پژواکِ مه در دره‌ی کوهی‌اند که دیده نمی‌شود. گهواره‌ی تن را قلم‌مویی از باد تکان می‌دهد، نه با شتاب، که با تردیدِ ابری که باریدن را فراموش کرده. و در این نوسان، بازنده‌گان، بی‌آنکه بدانند، خطِّ افق می‌شوند نه حکمران، نه محکوم، تنها

برچسب: نویسنده: hamsengar تاريخ: يکشنبه 21 تير 1405 ساعت: 1:36

Hamsengar عکس و شعر و .‌..نقدی کوتا بر سریال سبز ، سفید ، سرخسریال «سبز، سفید، سرخ» از چند جهت دچار ضعف‌های بنیادین است. فیلم‌نامه‌اش تا جایی که پیش می‌رود، از شخصیت‌پردازی صحیح و عمیق فاصله می‌گیرد و به جای تکیه بر لایه‌های درونی کاراکترها، به شعارزدگی روی می‌آورد. سطحی‌نگری در نگاه به موضوع و دیالوگ‌های کلیشه‌ای و بی‌عمق، فضای اثر را تهی از اصالت کرده است. در کنار اینها، بازی‌ها نیز اغلب اغراق‌آمیز و کاریکاتوری از کار درآمده‌اند که خود عاملی برای غیرقابل‌تحمل شدن سریال است.حتی در زمینه ایجاد ت

برچسب: نویسنده: hamsengar تاريخ: يکشنبه 21 تير 1405 ساعت: 1:36

صفحه بندی